ترس از مرگ
هر چه بیشتر روی سنگهای سرد قبرستان را می خواندم بیشتر بدنم می لرزید...
آنهایی که آنجا آرمیده بودند یا فاصله سنی زیادی با من نداشتند..یا همسن من بودند...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۰ ساعت 21:58 توسط سحر
|
منم آن تنهای تنها....