مرد من...
بگوای مرد من ای از تبار هرچه عاشق /
بگوای در تو جاری خون روشن شقایق /
بگو ای سوخته، ای بی رمق، ای کوه خسته /
بگو ای با تو داغ عاشقای دل شکسته /
بگو با من بگو از درد و داغت /
بذار مرهم بذارم روی زخمهات /
بذار بارون اشک من بشوره غبار غصه هارو از سراپات /
بذار سر روی شونه ام گریه سر کن /
از اون شب گریه های تلخ هق هق /
بذار باور کنم یه تکیه گاهم برای غربت یه مرد عاشق /
هنوز باغچه برامون گل نداده /
کدوم پاییز زمستون و خبر کرد؟؟ /
بذار سر روی شونه ام گریه سر کن /
از اون شب گریه های تلخ هق هق /
بذار باور کنم یه تکیه گاهم برای غربت یه مرد عاشق /
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++
دوستش می دارم.....
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 23:53 توسط سحر
|
منم آن تنهای تنها....